مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

90

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

و انقباض « 1 » كه عارض مىشود اين روح را كه منسوب به قوت حيوانى مىكنند « 2 » . و به نزديك اطبا روح جوهرى لطيف است كه از بخار خون و لطافت اخلاط تولد كند « 3 » . همچنانكه مادهء اعضا كثافت اخلاط است ، مادهء روح ، لطافت اخلاط است « 4 » . قوت نفسانى ، قوت حس و حركت را گويند و آن در « 5 » دماغ است . و بدان ماند كه قوت نفسانى جنسى « 6 » است و در تحت او دو قوت است : مدركه و محركه « 7 » . و قوت مدركه گوييا « 8 » جنس است و دو قوت در تحت اوست : مدركه و متصرفه « 9 » . ديگر مدركه « 10 » دو گونه « 11 » است : مدركهء ظاهر و مدركهء باطن . مدركهء ظاهر حواس خمسه است ؛ حس « 12 » بينايى و شنوايى و « 13 » حس « 14 » بوييدن « 15 » و چشيدن « 16 » و لمس كردن و بسودن . و مدركهء باطن منقسم مىشود به دو گونه ، يا مدركه « 17 » صور جزوى است « 18 » ، همچنانكه خيالى از زيد و عمرو وى را « 19 » حاصل است و آن را حس مشتركه « 20 » مىگويند « 21 » و خزانهء آن خيال است ؛ يا مدركهء معانى جزوى است ، همچنانكه مثلا ادراك دوستى از زيد و دشمنى از عمرو و آن را وهم مىگويند و خزانهء او حافظه است « 22 » . و قوت متصرفه قوتى است كه تصرف « 23 » در « 24 » مخزونات اين دو خزانه مىكند ؛ يعنى

--> ( 1 ) . س : انقباض و انبساط . ( 2 ) . س : مىكند . ( 3 ) . م : متوارى شود . ( 4 ) . س : + اين است . ( 5 ) . م : از . ( 6 ) . س : جسمى . ( 7 ) . تقسيم قواى نفسانى در اين رساله ، به خلاف عرف جمهور طبيعيّون است ؛ خاصه آنكه از دو مدركه نام مىبرد كه يكى تحت ديگرى است . قيد « گوييا » در جمله بعد ، اشراف نگارنده را به اين خلاف آمد عادت ، مىنماياند . ( 8 ) . س : كه . ( 9 ) . س و ل : مصوره . ( 10 ) . مراد مدركهء اخير است . ( 11 ) . س : گون . ( 12 ) . م : جنس . ( 13 ) . س : - و . ( 14 ) . م : - حس . ( 15 ) . س : + است . ( 16 ) . م : خائيدن . ( 17 ) . ل : مدرك . ( 18 ) . س : + و . ( 19 ) . س و م : - وى را . ( 20 ) . س : مشترك . ( 21 ) . س : گويند . ( 22 ) . م : - است . ( 23 ) . م : - تصرف . ( 24 ) . م : - در .